
بهم زنگ نزن
نمی خواد با این کار نبودنتو توجیه کنی
تو کنارم نبودی
تو از لحظاتت لذت تمام و بردی ومن
تنهای تنها
گوشه اتاق کز کردم و گریه کردم
تو کجا بودی و من کجا؟
نمی خواد دلمو بدست بیاری
دیر اومدی
انقدر شکسته و خردوترک دارشده که میترسم دستتو ببره
حالمو نپرس
من خوبم
تنها حیرانم
حیران از این همه تنهایی و غصه
که از کجا به دلم راه پیدا کردن
و چه موج انفجاری داشتند که چنین
خرده های دلمو از چشام سرازیر کردن
هنوز هم حیرانم چه انفجار عجیبیست زندگی