عشق شاید زیباترین و قشنگترین واژه باشد برا ی همه ولی میتونه زجر آورترین کلمه باشه که یه بار زندگی آدم و خراب کنه
احساس عاشق بودن قشنگترین احساس ولی به امتحانش نمی ارزه . شاید بیشتر آدما دوست دارن عاشق بشن اونم عشق واقعی نه از اون عشقایی که قلب صنوبری هستو یه تیر توش خورده. یه بار شنیدم میگفتن انسان اول باید یه عشق زمینی داشته باشه تا بعد بتونه به ا ون عشق آسمانی وابدی برسه.آره یه شبنم قبل از اینکه عاشق آفتاب بشه عاشق برگ گل میشه. ولی با این تفاسیر فکر میکنم انسان به همون عشق آخر عشق به خداوند فکر کنه وانرژی شو بزاره فوق العاده موفق میشه به جایی میرسه که میتونه ، که به معنی واقعی همون اشرف مخلوقات .
عاشق یعنی ذره ذره به نسبت ساقط می شود یعنی تعلق خود را نسبت به هر چه که انسان دارد از دست می دهد تا آخر که صدرصد وابستگی روح از جسم را هم از دست می دهد .
خداوند در مورد رابطش با انسان می فرماید:
آن رابطه ای که بین من وانسان وجود دارد بین من وهیچ یک دیگر از موجودات وجود نداردمن فقط با انسان رابطه عاشقانه دارم.
عاشق به محض عاشق بودن بار نازی دارد که تنها معشوق می تواند آن را حمل کند بکشد .همانطوری که معشوق چاره گریزی از عاشق ندارد عاشق هم چار ه گریزی از معشوق ندارد پس عاشق ومعشوق مشخص نیست زیرا هر دو عاشق هم هستند .
گفتم که عاشق و معشوق هر دو ناز دارند و اینکه هر دو در مقام مساوات هستند نه میتونیم بگیم کا ر از این بالاتره یعنی خدا عاشق است و انسان معشوق است . اظهار عشق و طلب خداوند نسبت به انسان قبل از اظهار عشق و طلب انسان نسبت به خداوند بوده پس می تونیم بگیم خداوند عاشق است وانسان معشوق است. انسان قبل از اینکه آفریده شه عاشق خداوند نبود ، اما خداوند قبل از آفرینش انسان عاشق او بود .
درآ یه حدیث قدسی اومده که :
کنت کنز مخفیا فاجببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف
گنجی پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم پس انسان را بیافریدم تا شناخته گردم.
آفرینش انسان با محبت وعشق شروع شد.
تو شمعی جاودانه هستی و دل من پروانه وار گرد وجود تو می چرخد تو اصل وبنیاد همه آفرینش هستی و معشوقه من ( برای همه جانی و برا ی من جانانی)
من می خوام یه مطلب خدمت دوستان عزیزم عرض کنم