تبليغاتX
در به در
 حس غریب

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای نا امید

مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید

چه غریبونه گذشتن جمعه های سوت و کور

هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور

با توام با تو که گفتی ، تکیه گاه عاشقایی

میدونم یه دنیا نوری ، ساده ای ، بی انتهایی

مثل لالایی بارون ، تو کویره بی صدایی

تو خود عشقی می دونم ، ناجی فاصله هایی

عمریه دلم گرفته ، گله دارم از جدایی

قایق همیشه حاظر تو کجایی تو کجایی

نوشته شده توسط Dani در 85/01/29 و ساعت 19:32