تبليغاتX
در به در
 خدا نصیبه هیشکی نارفیق نکنه

 

زمین گرمم کمته ، کمته آتیش خدا

بوسه مرگ بچشی ، بخشت بشه جدا جدا

زمین گرمم کمته ، تو که می گفتی من سرم

کی میشه اون گلوتو با دشنه نامردی بدرم

تو که ندیدی خورشید ، پس چرا می خوای بتابی

مگه تو فردا نمی خوای ، تو یه وجب جا بخوابی

آخه چه کار کرده با من ، ریشمو از جا می کنه

وقتی که نفرین می کنم ، بر می گرده خودمو میزنه

هر کاری می خوای میکنی ، زل میزنی میگی اینو باش

زخمه زبونم که زدی ،حالا دیگه نمک نپاش

یه جوری حرف هم می زنی ، که من ازت بدم بیاد

آخه یه ذره فکر کنی ، کی دیگه حالا جز من میاد

 

 

حالا هرجا که هستی پای هرکی نشستی

بدون این رسمه رفاقت چندین و چند سالمون نبود

آخه نبود

آخه این قلب خسته پای یکی نشسته

اما بدون نمیدونست که می خواد بشکنه خیلی زود

خیلی زود

آخه این زخمه کاری چرا آروم نداری

چرا می سوزی و می سازی و میگی دردی نداری بگو

آخه بگو

درد نفرین تو هست درد این زخمه کاری

حتی دردهایی که تو زندگی خدایی بد تره

ای دو رو

گوشاتو وا کن میشنوی ، صدای خرده های من

صدای پر نور که میگه ، دلت میخواد بازم بزن

یادته بردی با خودت ، دلمو باز اسیری

خیالتو راحت کنم ، نمیمیرم تا نمیری

تو که واسه مردم همش ، آسمون بی دریغی

باید بگم خدمتتون ، نارفیقی نارفیقی

یادم نمیره حرفاتو ، یادم نرفته تا هنوز

یادمه آتیشم زدی ، رفتی عقب گفتی بسوز

نوشته شده توسط Dani در 85/01/29 و ساعت 19:23