تبليغاتX
در به در
 پرستو

دلم می خواد مثل غریبه

یه گوشه دنجی بشینم

با خودم تنهای تنها

دلم می خواد مثل پرستو

کوچه های غم و ببینم

که دیگه می خوام بمیرم

دل تنها و غمگینم

به هوای دل دیگه پر نگیره

تک و تنها و آزاد دیگه هرگز به هوای عشق تازه پر نگیره

دلم می خواد مثل غریبه

یه گوشه دنجی بشینم

با خودم تنهای تنها سرد و بیکس

دلم می خواد مثل پرستو

کوچه های غم و ببینم

که دیگه می خوام کوچ کنم میخوام بمیرم

 

نوشته شده توسط Dani در 85/01/29 و ساعت 19:37
 حس غریب

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای نا امید

مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید

چه غریبونه گذشتن جمعه های سوت و کور

هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور

با توام با تو که گفتی ، تکیه گاه عاشقایی

میدونم یه دنیا نوری ، ساده ای ، بی انتهایی

مثل لالایی بارون ، تو کویره بی صدایی

تو خود عشقی می دونم ، ناجی فاصله هایی

عمریه دلم گرفته ، گله دارم از جدایی

قایق همیشه حاظر تو کجایی تو کجایی

نوشته شده توسط Dani در 85/01/29 و ساعت 19:32
 خدا نصیبه هیشکی نارفیق نکنه

 

زمین گرمم کمته ، کمته آتیش خدا

بوسه مرگ بچشی ، بخشت بشه جدا جدا

زمین گرمم کمته ، تو که می گفتی من سرم

کی میشه اون گلوتو با دشنه نامردی بدرم

تو که ندیدی خورشید ، پس چرا می خوای بتابی

مگه تو فردا نمی خوای ، تو یه وجب جا بخوابی

آخه چه کار کرده با من ، ریشمو از جا می کنه

وقتی که نفرین می کنم ، بر می گرده خودمو میزنه

هر کاری می خوای میکنی ، زل میزنی میگی اینو باش

زخمه زبونم که زدی ،حالا دیگه نمک نپاش

یه جوری حرف هم می زنی ، که من ازت بدم بیاد

آخه یه ذره فکر کنی ، کی دیگه حالا جز من میاد

 

 

حالا هرجا که هستی پای هرکی نشستی

بدون این رسمه رفاقت چندین و چند سالمون نبود

آخه نبود

آخه این قلب خسته پای یکی نشسته

اما بدون نمیدونست که می خواد بشکنه خیلی زود

خیلی زود

آخه این زخمه کاری چرا آروم نداری

چرا می سوزی و می سازی و میگی دردی نداری بگو

آخه بگو

درد نفرین تو هست درد این زخمه کاری

حتی دردهایی که تو زندگی خدایی بد تره

ای دو رو

گوشاتو وا کن میشنوی ، صدای خرده های من

صدای پر نور که میگه ، دلت میخواد بازم بزن

یادته بردی با خودت ، دلمو باز اسیری

خیالتو راحت کنم ، نمیمیرم تا نمیری

تو که واسه مردم همش ، آسمون بی دریغی

باید بگم خدمتتون ، نارفیقی نارفیقی

یادم نمیره حرفاتو ، یادم نرفته تا هنوز

یادمه آتیشم زدی ، رفتی عقب گفتی بسوز

نوشته شده توسط Dani در 85/01/29 و ساعت 19:23
 قلب من

من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره

اونی که تنها ترینه حتی سایه هم نداره

اونی که در راه رفاقت همه هستیشو باخته

هر کسی و نا کسی 2-3 روزی با من همسفر شد

هر کی با زمزمه ی عشق 2-3 روزی عاشقم شد

عشق اون باعث زجر تمام لحظاتم شد

اون که عاشق بود و از جدا شدن می ترسید

همه حراس و ترسش به دروغی که گفته بود نمی ارزید

چه اثر از این صداقت

چه ثمر از نجابت

وقتی سر سوزن به بهار نکردیم عادت


وقتی که گریه کردم گفتند بچه ای

وقتی خندیدم گفتند دیونه ای

وقتی جدی بودم گفتند مغروری

وقتی شوخی کردم گفتند سنگین باش

وقتی حرف زدم گفتند پررویی

وقتی ساکت بودم گفتند عاشقه

حالا ما که عاشقیم میگن گناهه

پس من چیکار کنم؟

نوشته شده توسط Dani در 85/01/29 و ساعت 19:18
 گل پر پر

 گل پر پر

گل پر پر شده تو باد زمستون

ریشه کرده توی سرزمین بیرون

پر از گرد و غبار ساقه و برگش

سهم اون از آسمون برف و تگرگش

توی سیر سایه های سرد و تاریک

میرسه ناله ی شب از دور و نزدیک

آبی رویاتو به سیاهی نفروش

من نمیزارم بشی اونجا فراموش

آه ای گل تشنه من به آسمون رسیدم

من نقشه خدا رو روی دیوارا کشیدم

تا ریشه تو اسیره طوفان و تگرگه

خون دل من با رنگه برگه تو یه رنگه

 

نوشته شده توسط Dani در 85/01/29 و ساعت 19:9
 آخه دله من

توی آینه خودتو ببین چه زود زود

توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه

نذار که تو اوجه جوونی غبار غم

بشین رو دلت یهو پیر و زمین گیرت کنه

منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست

تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد

خودش میگفت یه روزی میزاره میره

خودش میگفت یه روز خاطرهاتو میبره از یاد

 

 

 

آخه دله من دله ساده ی من

تا کی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

آخه دله من دله دیوونه ی من

دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر ازگار

 

دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت

تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت

دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد

از اون چی موندبرات به جز یه قاب عکس رو به روت

 

تا کی می خوای بشینی به پاش بسوزی

تا کی می خوای بشینی چشم به در بدوزی

در پی پیدا کردن کسی برو

که فقط واسه ی خودت بخواد تو رو

 

 

نوشته شده توسط Dani در 85/01/01 و ساعت 23:55